معانی کلمه : دشتی
لغت نامه دهخدا
دشتی . [ دَ ] (اِخ ) یکی از طوایف پشت کوه از ایلات کرد ایران . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 69).
دشتی . [ دَ ] (اِخ ) از اصحاب ماری الاسقف که سپس با ماری مخالفت کرد و خود طریقه ای ابداع کرد بنام دشتیین . (از الفهرست ابن الندیم ). و رجوع به دشتیین شود.
فرهنگ عمید
زالو#NAME?
۱. مربوط به دشت؛ صحرایی.
۲. (اسم) (موسیقی) آوازی از ملحقات دستگاه شور.
۱. مربوط به دشت، صحرایی.
۲. (اسم ) (موسیقی ) آوازی از ملحقات دستگاه شور.
= زالو
۲. (اسم ) (موسیقی ) آوازی از ملحقات دستگاه شور.
= زالو
فرهنگ معین
(دَ ) ۱ - (ص نسب . ) منسوب به دشت ، صحرایی . ۲ - نام یکی از آوازهای ایرانی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱قشلاق نشین ۲کسی که در دشت زندگی کند ۳کشاورز
/dashti/ قشلاق نشین - کسی که در دشت زندگی کند ۳کشاورز
