دستره. [ دَ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) دستر. دست اره. اره کوچکی باشد که آن را به یک دست کار فرمایند. ( جهانگیری ). داس کوچک دندانه دار. ( برهان ). داس کوچک باشد و دندانه دار است و یک دسته دارد و در اصل دست اره بوده یعنی اره کوچک که به یک دست کار می کردند. ( آنندراج ). آهن پهن سرگره مضرس و غیرمضرس چون نیم دائره بادسته که علف چینان دارند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). معرب آن نیز دسترة است. ( از دزی ج 1 ص...
فرهنگ عمید
۱. اره دستی، ارۀ کوچک. ۲. داس کوچک.
فرهنگ معین
(دَ تَ رِ ) (اِمر. ) داس کوچک دندانه دار.
فرهنگ فارسی
دست اره، اره دستی، اره کوچک، داس کوچک ( اسم ) داس کوچک دندانه دار