کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دستبرد-زدن | کلماتور
معانی کلمه : دستبرد زدن
تلفظ بین المللی :
/dastbˈord zˈadan/
تلفظ :
[dastb'oRd z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دستبرد زدن به
به خانه دستبرد زدن
دستبند اهنین زدن به
دستبند زدن
دستبرد
دستبرد به خانه
دستبرد رایانه ای
دستبرد به حرمسرا
دستبرد فکری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دستبرد زدن. [ دَ ب ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) دزدیدن. به نهانی دزدیدن از جائی. || غارت کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). چپاول کردن. || تصرف کردن. || حمله کردن. هجوم بردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - دزدی کردن چپاول کردن ۲ - تصرف کردن . ۳ - حمله کردن هجوم بردن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
rob (فعل)ربودن، دزدیدن، سرقت کردن، دستبرد زدن، غارت کردن، لخت کردن، چاپیدنsteal (فعل)ربودن، دزدیدن، سرقت کردن، دستبرد زدن، بلند کردن، بسرقت بردنdefalcate (فعل)کسر کردن، اختلاس کردن، دستبرد زدن...
کلمات مرتبط
دستبرد زدن به
به خانه دستبرد زدن
دستبند اهنین زدن به
دستبند زدن
دستبرد
دستبرد به خانه
دستبرد رایانه ای
دستبرد به حرمسرا
دستبرد فکری
نظرات