کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-کمی | کلماتور
معانی کلمه : دست کمی
تلفظ بین المللی :
/dˈast kˈami/
تلفظ :
[d'ast k'ami]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
یک دسته نظامی کمین کرده
عروسک دستکشی
گچ دستکشی
دستکم
دستکی
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دست کمی. [ دَ ک َ ] ( حامص مرکب ) حالت دست کم. کمی. نقصان. و رجوع به دست کم در ترکیبات دست شود.
فرهنگ فارسی
کمی نقصان : [[ دست کمی از فلان ندارد]] ( از او عقب نیست ) .
کلمات مرتبط
یک دسته نظامی کمین کرده
عروسک دستکشی
گچ دستکشی
دستکم
دستکی
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
نظرات