کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دست پوستک
تلفظ بین المللی :
/dˈast pˈuːstak/
تلفظ :
[d'ast p'u:stak]
پیمایش سریع
گویش مازنی
کلمات مرتبط
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن
پوستولوزیس کف دست و پا
قایقی که از پوست درخت درست شده
سرخ پوستان دشت ها
او من دوست و پوست رهدن
دوست و پوست
پوسته دوست
پوستکَن دستی
عنکبوت های پوسته دوست
گویش مازنی
گویش مازنی
دستکش زبری که به هنگام چیدن خار به دست کنند
/dast poostak/ دستکش زبری که به هنگام چیدن خار به دست کنند
کلمات مرتبط
دست کسی را تو پوست گردو گذاشتن
پوستولوزیس کف دست و پا
قایقی که از پوست درخت درست شده
سرخ پوستان دشت ها
او من دوست و پوست رهدن
دوست و پوست
پوسته دوست
پوستکَن دستی
عنکبوت های پوسته دوست
نظرات