دست شوی. [ دَ ] ( نف مرکب ) دست شوینده. شوینده دست. کسی که دست را می شوید. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص مرکب ) دست شوئی. تغسیل ید : بدو گفت کاین بار بر دست شوی تو با آب جو هیچ تندی مجوی.فردوسی.- دست شوی کردن ؛ دست شستن. تغسیل ید : ز بیغاره آن زن نغزگوی ز ناخورده خوان کرد شه دست شوی.نظامی. || ( اِ مرکب ) آب که دست با آن شسته اند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آب دست کن : لگن ز زردی من زعفران سوده شودچو د...