کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-سای | کلماتور
معانی کلمه : دست سای
تلفظ بین المللی :
/dˈast sˈɑj/
تلفظ :
[d'ast s'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سایه دست
دست ساییدن
دست سایه
سا دست کردن
دوست دختر من یک سایبورگ است
سایه دوست
ارواح دوست دخترهای سابق
دوست دختر خارق العاده سابق من
دوست دختر سابق دیوانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دست سای. [ دَ ] ( نف مرکب ) دست ساینده. || نکته گیر :
قلم درکش به حرف دست سایم
که دست حرف گیران را نسایم.
نظامی.
فرهنگ فارسی
دست ساینده . دست سودن با دست لمس کردن . دست زدن .
کلمات مرتبط
سایه دست
دست ساییدن
دست سایه
سا دست کردن
دوست دختر من یک سایبورگ است
سایه دوست
ارواح دوست دخترهای سابق
دوست دختر خارق العاده سابق من
دوست دختر سابق دیوانه
نظرات