کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-دراویختن | کلماتور
معنی کلمه : دست دراویختن
تلفظ بین المللی :
/dˈast darˈɑvixˌatan/
تلفظ :
[d'ast daR'Avix,atan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دست درآویختن
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
دست انداختن کسی
دست انداز جاده
دست انداز داشتن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
( دست درآویختن )
دست درآویختن. [ دَ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) دست زدن. متمسک شدن. چنگ زدن :
دست درآویز بفتراک دل
آب تو باشد که شوی خاک دل.
نظامی.
چو نافش بریدند و روزی گسست
به پستان مادر درآویخت دست.
سعدی.
کلمات مرتبط
دست درآویختن
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
دست انداختن کسی
دست انداز جاده
دست انداز داشتن
نظرات