دست برنجن. [ دَ ب َ رَ ج َ ] ( اِ مرکب ) دستینه ای باشد از طلا و نقره و مانند آن که زنان بر دست کنند. ( برهان ) ( از آنندراج ).زیوری است مانند حلقه که زنان بر ساعد پوشند و به هندی کنگن گویند. ( غیاث ). به فتح باء است برای اینکه فتحه بدل «آ» می باشد و اصل دست آبرنجن بوده. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). صاحب آنندراج در وجه تسمیه آن گوید:مرکب است از سه کلمه ، یکی دست دوم اورنج مبدل اورنگ به معنی زیب و زینت...
فرهنگ عمید
برنجن#NAME?
= برنجن
فرهنگ معین
( ~. بَ رَ جَ ) (اِمر. ) دستبند، النگو.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دستبند سوار . دستینه ای باشد از طلا و نقره و مانند آن که زنان بر دست کنند .