Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دست اودن وا فرصت

تلفظ بین المللی : /dˈast ˈuːdan vˈɑ fˈorsat/ تلفظ :‌ [d'ast 'u:dan v'A f'oRsat]
واژه نامه بختیاریکا
  • اودن وا دست
  • وا دست اودن
  • دست اودن ور خو
  • دو به دست اودن
  • به دست اودن
  • عرصه به دست امدن
  • دست کسی امدن چیزی
  • گوشی دست کسی امدن
  • عذر به دست آوردن
واژه نامه بختیاریکا

واژه نامه بختیاریکا

( دست اَوُدن وا فرصت ) دست آمدن به فرصت؛ سر فرصت؛ فرصت کردن. مثلاً دستم ایا به فرصت یعنی وختی فرصت کردم

کلمات مرتبط

  • اودن وا دست
  • وا دست اودن
  • دست اودن ور خو
  • دو به دست اودن
  • به دست اودن
  • عرصه به دست امدن
  • دست کسی امدن چیزی
  • گوشی دست کسی امدن
  • عذر به دست آوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات