کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-اشکناره | کلماتور
معانی کلمه : دست اشکناره
تلفظ بین المللی :
/dˈast ˈaːʃkanˈɑreː/
تلفظ :
[d'ast 'a:Skan'ARe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اشاره با سر و دست
با سر و دست اشاره کردن
با دقت اشاره کردن به
دشت اشکارا
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دست اشکناره. [ دَ اِ رَ / رِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) به معنی دست شکسته. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || کسی را نیز گویند که سبب تحصیل معاش ازمایه دهند، و کمال و فضل و علم و قدرت و کسب و کار و پیشه نداشته باشد. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ).
فرهنگ فارسی
بمعنی دست شکسته
کلمات مرتبط
اشاره با سر و دست
با سر و دست اشاره کردن
با دقت اشاره کردن به
دشت اشکارا
دست
دست افشانی
دست انداختن تقلیدی
دست انداختن شخص
دست انداختن و متلک گفتن
نظرات