کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دست-از-کاری-یا-چیزی-کشیدن-یا-برداشتن | کلماتور
معنی کلمه : دست از کاری یا چیزی کشیدن یا برداشتن
تلفظ بین المللی :
/dˈast az kˈɑri jɑː tʃˈizi keʃˈidan jɑː bardˈɑʃtan/
تلفظ :
[d'ast az k'ARi jA: tS'izi keS'idan jA: baRd'AStan]
پیمایش سریع
اصطلاحات
کلمات مرتبط
از کار دست کشیدن
کانی دستار
دست از سر کسی برداشتن
دست از سر کچل برداشتن
دست از پا خطا کردن
دست از پا درازتر
دست از دامن برداشتن
از مسلک خود دست کشیدن
از همکاری دست کشیدن
اصطلاحات
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> دست از کاری / چیزی کشیدن / برداشتن
کاری را رها کردن / دیگر ادامه ندادن
مثال:
- هرچه نصیحتش کردم به خرجش نرفت و دست از مواد مخدر نکشید.
- پسرجان، دست از این کارها بردار، عاقبت ندارد.
کلمات مرتبط
از کار دست کشیدن
کانی دستار
دست از سر کسی برداشتن
دست از سر کچل برداشتن
دست از پا خطا کردن
دست از پا درازتر
دست از دامن برداشتن
از مسلک خود دست کشیدن
از همکاری دست کشیدن
نظرات