Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دست آلائیدن

تلفظ بین المللی : /dˈast ˈɑlˈɑiːdˌan/ تلفظ :‌ [d'ast 'Al'Ai:d,an]
لغت نامه دهخدا
  • دست الائیدن
  • دست آلود
  • دست الود
  • دست الماس
  • الت دست
  • الت دست شدن
  • آلت دست
  • دست بخون الوده
  • کسی را بی اراده الت دست کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دست آلائیدن . [ دَ دَ ] (مص مرکب ) آلوده کردن دست : خون سعدی کم از آنست که دست آلائی ملخ آن قدر ندارد که بگیرد بازش . سعدی .بخدا بر تو که خون من بیچاره مریزکه من آنقدر ندارم که تو دست آلائی . سعدی .گر سر برود قطعاً در پای نگارینش سهل است ولی ترسم کو دست نیالاید. سعدی . || دست زدن : چو نیروی بکرآزمائیت هست به هر بیوه خود را میالای دست .نظامی ....

کلمات مرتبط

  • دست الائیدن
  • دست آلود
  • دست الود
  • دست الماس
  • الت دست
  • الت دست شدن
  • آلت دست
  • دست بخون الوده
  • کسی را بی اراده الت دست کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات