Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دریکنده

تلفظ بین المللی : /dˌarikˈande/ تلفظ :‌ [d,aRik'ande]
لغت نامه دهخدا
  • دری کنده
  • دریکند
  • دیرنده
  • رند دهل دریده
  • فرو دریده
  • کون دریده
  • گریبان دریده
  • گوش دریده
  • ادم درنده خو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دریکنده . [ دَ ک َ دَ / دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیشه بخش مرکزی شهرستان بابل . واقع در 6هزارگزی جنوب خاوری بابل و دو هزار وپانصدگزی خاور راه شوسه ٔ بابل به گنج افروز با 130 تن سکنه . آب آن از فاضلاب چشمه جنید و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3)....

کلمات مرتبط

  • دری کنده
  • دریکند
  • دیرنده
  • رند دهل دریده
  • فرو دریده
  • کون دریده
  • گریبان دریده
  • گوش دریده
  • ادم درنده خو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات