دریادل . [ دَرْ دِ ] (ص مرکب ) دارنده ٔ دلی همانند دریا در بخشندگی . سخت سخی . (یادداشت مرحوم دهخدا). کنایه از سخی و کریم . (آنندراج ). جوانمرد. (شرفنامه ). صاحب جود و کرم و بخشش . (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). باسخاوت . صاحب کرم : ردی دانش آرای یزدان پرست زمین حلم و دریادل و راددست . اسدی .سعد ملک آن وزیر دریادل کف راد تو ابر پرژاله . سوزنی .ای که در ملک سیادت خسرو دریادلی مفخری بر عترت مختار و ب...
فرهنگ عمید
۱. مرد بسیاربخشنده و باگذشت. ۲. دلیر.
دانشنامه عمومی
با سخاوت و کریم صاحب جود و بخشش
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: daryā del) (به مجاز) شجاع و قوی ؛ دارای بردباری و گذشت و وارستگی و آزاد منشی ؛ (در قدیم) بخشنده .