کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دریابنده | کلماتور
معانی کلمه : دریابنده
تلفظ بین المللی :
/darjˈɑbandˌe/
تلفظ :
[daRj'Aband,e]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اوران دریابندر
پتروپاولوفسک دریابندر
دریابندر
دریابندری نجف
دریابند
دریابندگی
سد دریابند
قنات دریابند نیشابور
نجف دریابندری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دریابنده. [ دَرْ ب َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عاقل. هوشمند. ذهین. زیرک. ( ناظم الاطباء ). خادش. دَرّاک. شاعر. فقیه. ( منتهی الارب ). فَهِم فهیم. ( دهار ). مدرک. مدرکة. نَدِس. ( منتهی الارب ) : این دو کس باید که از همه مردان جهان کاملتر وعاقلتر و دریابنده تر باشند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 92 و 93 ). مادریابنده طریقه شما نیستیم. ( انیس الطالبین ص 188 ). اعقال ؛ دریابنده کردن سخن. و رجوع به دریافتن شود....
فرهنگ عمید
۱. آن که کسی یا چیزی را دریابد.
۲. آن که مطلبی را بفهمد.
۳. زیرک، هوشمند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنکه دریابد ادراک کننده ۲ - عاقل هوشمند . ۳ - زیرک .
کلمات مرتبط
اوران دریابندر
پتروپاولوفسک دریابندر
دریابندر
دریابندری نجف
دریابند
دریابندگی
سد دریابند
قنات دریابند نیشابور
نجف دریابندری
نظرات