درگه. [ دَ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) درگاه. جای در. مدخل خانه. در خانه. آنجا از خانه که در است : پرستنده تازانه شهریاربیاویخت از درگه ماهیار.فردوسی.درگه میران غز درشکنی نیمروزچون در افراسیاب نیم شبان روستم.خاقانی.بر درگه وصل بی کنارش جان حلقه مثال بر در آمد.ظهیر. || آستان. آستانه. جناب. سدة. عتبه. فناء. کریاس. وصید. وصیدة : چو مزدک ز دور آن گوان را بدیدز درگه سوی شاه ایران دوید.فردوسی.بر درگهش که فرق ف...
فرهنگ عمید
درگاه#NAME?
= درگاه
فرهنگ معین
(دَ گَ ) (اِمر. ) درگاه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آستانه در آستان حضرت . ۲ - دروازه باب . ۳ - پیشگاه خانه بزرگان . ۴ - بارگاه ایوان سلطنتی . ۵ - کاخ شاهی . جای در مدخل خانه در خانه آستان جناب
دانشنامه عمومی
درگه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:درگه (ایوان)درگه (سلماس)درگه (مهران)wiki: استان ایلام ایران است. مردمان درگه از هفت ماله بان سیری کلهر ایوان غرب می باشند که ساکن شهر ایوان و از بزرگترین طوایف شهرستان ایوان غرب می باشد .این روستا در دهستان زرنه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است، این روستا در گذشته جمعیت زیادی داشته است که به ش...