کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه درپیچیدن | کلماتور
معانی کلمه : درپیچیدن
تلفظ بین المللی :
/darpitʃˈidan/
تلفظ :
[daRpitS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
درپیچیده
درپیچیدگی
عنان برپیچیدن
دراییدن
سرپیچیدن
برپیچیدن
درچیدن
هرزه دراییدن
درپرچین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
درپیچیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) پیچیدن. تا کردن. ته کردن. لوله کردن. در لفاف کردن. لفافه کردن. ( ناظم الاطباء ). لف. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). درنوشتن. درنوردیدن. طی کردن. نوردیدن. ادماج. التواء. انعساف. کثافة. لف : نَول ؛ اقطیرار درپیچیدن و خمیدن گیاه. تزمیل ؛ درپیچیدن به جامه. تکویر؛ درپیچیدن هر چیزی. ( ازمنتهی الارب ). || گرد برآمدن : چنانچون خو که درپیچد به گلبن بپیچم من بر آن سیمین صنوب...
فرهنگ عمید
۱. پیچیدن، تا کردن، لوله کردن، لفافه کردن.
۲. با کسی درافتادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پیچیدن طی کردن . ۲ - در لفاف کردن . ۳ - در افتادن با کسی پیله کردن .
کلمات مرتبط
درپیچیده
درپیچیدگی
عنان برپیچیدن
دراییدن
سرپیچیدن
برپیچیدن
درچیدن
هرزه دراییدن
درپرچین
نظرات