کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : درونستان
تلفظ بین المللی :
/dˌarunˈestɑn/
تلفظ :
[d,aRun'estAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دیوستان
انجمن دوستان
دوستانه
دوستانه حرف زدن
دوستانه رفتار کردن
سخن دوستانه
سرزنش دوستانه
سرزنش دوستانه کردن
صحبت دوستانه کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
درونستان. [ دَ ن ِ ] ( اِ مرکب ) معبد. || تابوت زراندود. || مقبره زراندود. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
دیوستان
انجمن دوستان
دوستانه
دوستانه حرف زدن
دوستانه رفتار کردن
سخن دوستانه
سرزنش دوستانه
سرزنش دوستانه کردن
صحبت دوستانه کردن
نظرات