دروغزن. [ دُ زَ ] ( نف مرکب ) دروغ زننده. کاذب و دروغگو. ( غیاث ). کذاب. أفاک. خارص. سَدّاج. سَهوق. فاسق. مائن. مَدّاع. ( منتهی الارب ): پس مردی دیگر برخاست و گفت من دروغزن و پلیدزبانم ، دعا کن تا خدای تعالی این زبان از من ببرد، پیغمبر صلی اﷲ علیه و سلم او را دعا کرد. ( ترجمه طبری بلعمی ). لیکن او را یقین بود که کسری هرگز آن دختر را نبیند که دروغزن شود. ( ترجمه طبری بلعمی ).گروهی آنکه ندانند باز ...
فرهنگ عمید
۱. کسی که دروغ می گوید، دروغ گو. ۲. آن که دروغی را به کس دیگر ببندد و به او نسبت دروغ گویی بدهد.