دروش . [ دِ رَ وِ ] (اِمص ) درویدن که به معنی درو کردن باشد. (ناظم الاطباء).
دروش . [ دُ / دَ ] (اِ) (با واو مجهول ) نشتر حجام را گویند که بدان رگ می گشایند و به عربی مبضعخوانند. (برهان ). نیشتر حجام . (آنندراج ) (انجمن آرا). نیشتر باشد که حجامان بدان رگ بگشایند و آن را نشتر و شست و کلک نیز خوانند و به تازی مبضع نامند. (جهانگیری ). کلک که حجامان دارند. (شر...
فرهنگ عمید
۱. آلت کفش دوزی که با آن چرم را سوراخ می کنند. ۲. نشتر حجام.
فرهنگ معین
(دِ رُ ) (اِ. ) نک درفش .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - علم جنگ راین . ۲ - فوطهای که در روز جنگ بر بالای خود آهنین و و دستار بندند . درویدن که به معنی درو کردن باشد