معانی کلمه : دروبطارس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
گیاهی از نوع سرخس با برگ های دراز و طعم تند و تلخ که بر درخت بلوط کهنه می روید و به آن می پیچد که در طب به کار می رود.
فرهنگ فارسی
به لغت یونانی رستنی باشد مانند سرخس و آن بیشتر بر درخت بلوط کهنه پیچیده شود و اگر آنرا با شاخ و برگ و بیخ بکوبند و بر بیخ موی ضماد کننده موی را برد و فالج و لقوه را مفید است سرخس نر علاله
