معانی کلمه : دروازه
لغت نامه دهخدا
بانگ گشاددر او دمبدم
رفته به دربند و به دروازه هم .
فرهنگ عمید
۱. در بزرگ.
۲. در شهر.
۳. در قلعه.
۴. (ورزش ) چهارچوبی دارای دو تیرک عمودی و یک تیرک افقی که بر روی آن تور انداخته باشند.
۲. در شهر.
۳. در قلعه.
۴. (ورزش ) چهارچوبی دارای دو تیرک عمودی و یک تیرک افقی که بر روی آن تور انداخته باشند.
فرهنگ معین
(دَ زِ ) (اِمر. ) ۱ - در بزرگ ، درب . ۲ - جایی در دو سوی میدان فوتبال و برخی بازی های دیگر که بازیکنان می کوشند توپ را در آن وارد کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دربزرگ، درشهر، درقلعه
( اسم ) در بزرگ درب . یا دروازه گوش سوراخ گوش یا دروازه نوش دهان . دروازه هزار گام میلهایی که بر دو طرف راه برای نشان دادن فرسنگ برپا کنند .
دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۷ هزار گزی جنوب باختری سنقر و ۱۲ هزار گزی باختر راه شوسه سنقر - کرمانشاه
( اسم ) در بزرگ درب . یا دروازه گوش سوراخ گوش یا دروازه نوش دهان . دروازه هزار گام میلهایی که بر دو طرف راه برای نشان دادن فرسنگ برپا کنند .
دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۱۷ هزار گزی جنوب باختری سنقر و ۱۲ هزار گزی باختر راه شوسه سنقر - کرمانشاه
دانشنامه عمومی
نقل قول
دروازه به محل ورودی یک قلعه یا شهر گفته می شود.
•
•
wikiquote: دروازه
گویش مازنی
۱در بزرگ حیاط ۲در ورودی خانه
/darvaaze/ در بزرگ حیاط - در ورودی خانه
گویش بختیاری
در بزرگ دولنگهاى حیاط.
مترادف و متضاد
باب، در، درب، قاپو
واژه نامه بختیاریکا
( دَروازِه ) درب ورودی خانه
فرهنگستان زبان و ادب
{gate} [حمل ونقل هوایی] نقطۀ سوار شدن مسافران به هواپیما در فرودگاه
{gateway} [گردشگری و جهانگردی] شهر یا نقطۀ اصلی که به دلیل شرایط جغرافیایی و وضعیت شبکه های حمل ونقل به عنوان محل دسترسی به یک کشور یا منطقه محسوب می شود
{goal} [ورزش] چهارچوبی که اگر توپ در آن قرار گیرد یا از آن عبور کند به تیم مقابل امتیاز تعلق می گیرد
{gateway} [گردشگری و جهانگردی] شهر یا نقطۀ اصلی که به دلیل شرایط جغرافیایی و وضعیت شبکه های حمل ونقل به عنوان محل دسترسی به یک کشور یا منطقه محسوب می شود
{goal} [ورزش] چهارچوبی که اگر توپ در آن قرار گیرد یا از آن عبور کند به تیم مقابل امتیاز تعلق می گیرد
