درنه . [ دِ ن َ / ن ِ ] (اِ) تیغ و شمشیر آبدار. (برهان ). تیغ. (جهانگیری ).
درنة. [ دَ رِ ن َ ] (ع ص ) مؤنث دَرِن ، گویند: یداه درنتان بالخیر؛ یعنی دو دست او آغشته به خیر است . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به دَرِن شود.
دوختن لباس یا هر چیز دیگر
بخشی از بدنه ی قلیان
از مزارع دهستان چلاو آمل
فاصله ی بین شست و انگشت سبابه در حالی که انگشتها باز باشد ...
شال تابیده و دولا کرده که بیشتر در شاه وزیر بازی به جای شلاق ...