کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه درمان-پذیر | کلماتور
معانی کلمه : درمان پذیر
تلفظ بین المللی :
/dˌarmɑnpˈazir/
تلفظ :
[d,aRmAnp'aziR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
درمان پذیرفتن
درمانپذیر
کوسن دوپرسوال ارمان پیر
پیر دارمون
درمان
درمان به واسطه مواد شیمیایی
درمان بوسیله اشتغال بکار
درمان بوسیله نیروی تشعشعی
درمان دارویی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
درمان پذیر. [ دَ پ َ ] ( نف مرکب ) درمان پذیرنده. علاج شدنی. خوب شدنی. چاره کردنی. مقابل درمان ناپذیر. مداوا کردنی :
دردیست درد عشق که درمان پذیر نیست
ازجان گزیر هست و ز جانان گزیر نیست.
خاقانی.
رجوع به درمان شود.
فرهنگ عمید
۱. درمان پذیرنده، قابل علاج.
۲. چاره پذیر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) علاج شدنی مقابل درمان ناپذیر
درمان پذیرنده خوب شدنی چاره کردنی
مترادف و متضاد
شفاپذیر، علاجپذیر، معالجهپذیر ≠ درمانناپذیر
remediable
(صفت)
چاره پذیر، قابل علاج، درمان پذیر، گزیر پذیر
کلمات مرتبط
درمان پذیرفتن
درمانپذیر
کوسن دوپرسوال ارمان پیر
پیر دارمون
درمان
درمان به واسطه مواد شیمیایی
درمان بوسیله اشتغال بکار
درمان بوسیله نیروی تشعشعی
درمان دارویی
نظرات