درخشیدن، لرزیدن وجنبیدن، تابنده، روشن وتابان
( مصدر ) ( درخشید درخشد خواهد درخشید بدرخش درخشنده درخشان درخشیده درخشش ) . ۱ - روشن شدن برق زدن ۲ - ( مصدر ) پرتو افکندن نور افکندن .
درخشیدن که تابان و منور بودن باشد نیک روشن و تابان نمودن و گشتن تابان و منور بودن