درفش . [ دَ ف َ ] (معرب ، اِ) معرب دِرَفش فارسی . علم بزرگ . (از ذیل اقرب الموارد بنقل از تاج ). || لمعان و درخشش . (از ذیل اقرب الموارد از تاج ). و رجوع به درفس و دِرَفش شود.
۱. =درخشیدن
۲. (اسم مصدر) تابش.
سیخ آهنی نوکتیز با دستۀ چوبی که در کفشدوزی برای سوراخ کردن چرم و گذراندن سوزن به کار میرود.
( ~.) (اِ.) پرچم ، علم .
(دِ رَ) (اِ.) آلتی آهنین و نوک تیز شبیه جوالدوز اما ضخیم تر از آن با دسته ای چوبی که کفّاشان از آن برای سوراخ کردن چرم و دوخت و دوز کفش استفاده می کنند.
تکیه ای: derawš
طاری: derawš
طامه ای: derawš
طرقی: derawš/nišgerda
کشه ای: derawš
نطنزی: dorowš
فوطه
دروش
بیرق، پرچم، رایت، علم، لوا
۱. بیرق، پرچم، رایت، علم، لوا
۲. فوطه
۳. دروش