درس . [ دِ] (ع اِ) جامه ٔ کهنه . (منتهی الارب ). جامه ٔ پوسیده وکهنه . (از اقرب الموارد). || دم شتر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). دَرس . رجوع به دَرس شود. ج ، أدراس ، درسان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
۱سال دیگر ۲بسته
۱درست – راست ۲زیبا
پند، عبرت
آموزش، بحث، تعلیم، مشق
۱. آموزش، بحث، تعلیم، مشق
۲. پند، عبرت
آموزه