کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه درزگیری | کلماتور
معانی کلمه : درزگیری
تلفظ بین المللی :
/darzaɡˈiri/
تلفظ :
[daRzag'iRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
درزگیری کردن
درزگیری با سیم داغ
درزگیری دی الکتریکی
درزگیری سرد
درزگیری ضربۀ الکتریکی
درزگیری فراصوتی
درزگیری گرمایی
به وسیله درزگیری بهم متصل کردن
سامانۀ درگیری اشتراکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
درزگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب )درز گرفتن. مربوط کردن و کمال وصل کردن دو چیز را با هم. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به درز گرفتن شود.
فرهنگ فارسی
بستن تمام شکافها و منافذ ظرف بهنحویکه هیچ ارتباطی میان محتوی ظرف و محیط خارج وجود نداشته باشد
مترادف و متضاد
sedimentation
(اسم)
ته نشینی، لایه گذاری، رسوب سازی، درزگیری، عمل یا فعالیت رسوبی، لای گیری
فرهنگستان زبان و ادب
{sealing} [علوم و فنّاوری غذا] بستن تمام شکاف ها و منافذ ظرف به نحوی که هیچ ارتباطی میان محتوی ظرف و محیط خارج وجود نداشته باشد
کلمات مرتبط
درزگیری کردن
درزگیری با سیم داغ
درزگیری دی الکتریکی
درزگیری سرد
درزگیری ضربۀ الکتریکی
درزگیری فراصوتی
درزگیری گرمایی
به وسیله درزگیری بهم متصل کردن
سامانۀ درگیری اشتراکی
نظرات