( مصدر ) ۱ - داخل شدن در آمدن بدرون رفتن . ۲ - از زیر چیزی شانه خالی کردن . ۳ - تراضی کردن در قیمت . ۴ - با هم قرار دادن . ۵ - بیرون رفتن خارج شدن : گلوله از لوله در رفت . ۶ - فرار کردن : دزد در رفت . یا از جا در رفتن با او اختلاف را به نحوی حل کردن . یا در رفتن کاری از کسی بدون اراده وی توسط وی انجام شدن آن کار .