دردچین. [ دَ ] ( نف مرکب ) دردچیننده. چیننده درد. آنکه درد را برمیدارد. ( ناظم الاطباء ). مونس و غمخوار. ( آنندراج ). کسی که آرزو کند درد و بلای کسی دیگر بدو اصابت کند و فدای او گردد. غمخوار و دلسوز :
بدین آسمانی زمین توام
ز چینم ولی دردچین توام.
نظامی.
|| علاج کننده درد. ورجوع به درد چیدن شود.