Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دردنوش

تلفظ بین المللی : /dardˈonuːʃ/ تلفظ :‌ [daRd'onu:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • درنوشتن
  • درینوش
  • دردنشاننده
  • درنوشته
  • درنوشتگی
  • یانز درنوشک
  • قاعدگی دردناک
  • ناهمگردی دردناک
  • دردآور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

دردنوش. [ دُ ] ( نف مرکب ) دُردنوشنده. نوشنده درد. دردآشام. دردی خوار. آنکه جام شراب را تا ته می نوشد. ( ناظم الاطباء ) : ساقی که جامت از می صافی تهی مبادچشم عنایتی به من دردنوش کن.حافظ.در این صوفی وشان دردی ندیدم که صافی باد عیش دردنوشان.حافظ.اهل معنی مست جام وحدت انداهل صورت دردنوش کثرت اند.اسیر لاهیجی ( از آنندراج )....

فرهنگ عمید

دردآشام#NAME?

= دردآشام

کلمات مرتبط

  • درنوشتن
  • درینوش
  • دردنشاننده
  • درنوشته
  • درنوشتگی
  • یانز درنوشک
  • قاعدگی دردناک
  • ناهمگردی دردناک
  • دردآور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات