مولوی ؟
دردناک؛ دردمند.
۱. هر مایعی که آلوده به دردی باشد؛ آلوده به درد.۲. شرابی که مخلوط با درد باشد.
(دَ) (ص مف .) = دردآلوده : دردناک ، دردمند.
المناک، دردآگین، دردآلوده، دردناک، مولم