درجات. [ دَ رَ ] ( ع اِ ) ج ِدَرَجَة. ( منتهی الارب ). پایه های بلند. ( غیاث ) ( آنندراج ). مراتب. مقامات : اصحاب سلطان... همیشه این مراتب را منظور نداشته اند، بلکه بتدریج... آن درجات یافته اند. ( کلیله و دمنه ). ما از آن طبقه نیستیم که این درجات را مرشح توانیم بود. ( کلیله و دمنه ). رفتن بر درجات شرف بسیار مؤونت است. ( کلیله و دمنه ). آنرا سبب نجات و رفع درجات و وسیلت قربت و زلفت به حضرت باری تع...
فرهنگ عمید
درجه#NAME?
=درجه
فرهنگ معین
(دَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ درجه .
فرهنگ فارسی
جمع درجه ( اسم ) ۱ - پایه پله رتبه . ۲ - نردبان . ۳ - هر یک از تقسیمات آلات علمی مانند : گرماسنج هواسنج باد سنج . ۴ - میزان الحراره گرما سنج . ۵ - مقام منزلت رتبه : بدرجه بلندی رسیده . ۶ - مرتبه نظامی . ۱ / ۳۶٠ - ۷ محیط دایره جمع درجات .
مترادف و متضاد
۱. پایهها، مراتب ۲. مراحل، منازل
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دَرَجَاتٍ: درجه ها - مرتبت هامعنی مَعَارِجِ: درجات بالا - نردبانها (کلمه معارج جمع معرج است که مفسرین آن را به آلت صعود یعنی نردبان و کنایه است از مقامات ملکوت که فرشتگان هنگام مراجعه به خدای سبحان به آن عروج میکنند )معنی دَّرْکِ: درجه و مرتبه نزولی (بر وزن درج و به معنای آن است ، چیزی که هست درج به معنی "پله "را در جائی بکار میبرند که مساله بالا رفتن و صعود را در نظر داشته باشن...