دران . [ دِ ](ع ص ، اِ) ج ِ دَرِن ، ریمناک و چرک آلوده و جامه ٔ کهنه . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به درن شود.
دران . [ دَ / دَرْ را ] (نف ) صفت بیان حالت از دریدن . درنده . در حال دریدن : و آن یکی همچو ببر درانا. عبید زاکانی .- جامه در...
فرهنگ فارسی
ظاهرا نام موضعی بوده است در حوالی کرمان و میان کرمان و هرموز .
دانشنامه عمومی
دران ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دران (کرمان)دران (ماسال)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹۷ نفر (۱۷۴خانوار) بوده است.wiki: استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان درختنگان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۸ نفر (۶۲خانوار) بوده است.wiki: دران (کرمان)...