( درآمیختن ) درآمیختن. [ دَ ت َ ]( مص مرکب ) آمیختن. مخلوط شدن. ممزوج شدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). التیاث. ( از منتهی الارب ) : وزین شیوه سخنهایی برانگیخت که از جان پروری با جان درآمیخت.نظامی.اعتکار و تعاکر؛ با هم درآمیختن قوم در حرب. تداغش و دَغوَشَة؛ درآمیختن با همدیگر در کارزار یا در بانگ و فریاد. تهویش ؛ درآمیختن مردم و سخن و جز آن. ( از منتهی الارب ). دَغمَرَة؛ درآمیختن خلق. ( منتهی الارب )....