( درآمد ) درآمد. [ دَ م َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) درآمدن. داخل شدن. دخول : آنکه گردانیده است هر مدتی را نوشته ای و هر کاری را دری و هر درآمدی را سبب درآمدی و هر زنده ای را زمانی تقدیر کرده است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307 ). یعنی تو کیستی و کی اجازت داد به درآمد. ( قصص الانبیاء ص 99 ). تا درآمد و بیرون شد، ایشان از مضایق و دقایق سخن بر چه وجه بوده است. ( چهارمقاله ). امر مظلم ؛ کار مشتبه که ...
فرهنگ عمید
( درآمد ) سود و بهره ای که از کار و تجارت یا ملک داری و زراعت به دست آید، سود، دخل: درآمد مرد را بخشنده دارد / زمین تا درنیارد برنیارد (نظامی۲: ۳۰۲ ).
فرهنگ معین
( درآمد ) (دَ. مَ ) (اِمر. ) ۱ - دخل ، عایدی . ۲ - شروع ، ابتدا.
دانشنامه آزاد فارسی
درآمد. دَرآمددر موسیقی به معنای ورود (مدخل) به دستگاه یا آواز است. در بحورالالحان تعریف درآمد به این صورت آمده است: «درآمد، علم شده، برای لحنی که ابتدا در آن دستگاه شروع می شود». هر دستگاه یا آواز با یک یا چند درآمد شروع می شود. در ردیف موسی معروفی برای شور پنج درآمد برای سه گاه سه درآمد، برای چهارگاه چهار درآمد، برای ماهور دو درآمد، برای اصفهان چهار درآمد، برای راست پنج گاه دو درآمد، و برای نوا...
فرهنگ فارسی
در آمد، سود، دخل، سودوبهره ازکسب وتجارت وملک ( اسم ) ۱ - شروع ابتدا . ۲ - عایدی دخل مداخل مقابل خرج هزینه : مبلغ زیادی در آمد دارد . ۳ - ابتدای آواز خواندن و ساز زدن پیش در آمد . ( در آمد ) دهی است از دهستان گرکن بخش فلاورجان شهرستان اصفهان .
دانشنامه عمومی
مدخل، مقدمه.
درآمد. درآمد مقدار پولی است که تولیدکنندگان با فروش محصولات یا خدمات خود به دست می آورند. هنگامی که یک موسسه خدماتی برای دیگران انجام دهد یا کالایی به آنان تحویل دهد، در ازای آن مبلغی از ایشان دریافت می نماید یا معادل آن مبلغ از ایشان طلب کار می شود، یا از ایشان سند (چک، سفته و ...) دریافت می کند. تمام این موارد موجب افزایش دارایی شرکت می گردد و چنین افزایش در دارایی، درآمد خو...