دراست . [ دِ س َ ] (ع مص ) دراسة. سبق دادن . (غیاث ). درس دادن . درس گرفتن . دانش آموختن . رجوع به دراسة شود. || (اِمص ) دانایی . (از آنندراج ) : درفراست چون عطارد در دراست مشتری است کآسمان را قعده و مه را جنیبش یافتم .
خاقانی (دیوان ص 663).
دراست. [ دِ س َ ...
فرهنگ عمید
کتاب خواندن، علم آموختن، به درس روآوردن.
فرهنگ معین
(دِ سَ ) [ ع . دراسة ] (مص ل . ) ۱ - دانش آموختن . ۲ - به درس رو آوردن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) دانش آموختن کتاب خواندن . ۲ - ( مصدر ) درس دادن سبق گفتن آموختن . ۳ - ( اسم ) دانایی .