کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-پوش | کلماتور
معانی کلمه : در پوش
تلفظ بین المللی :
/dˈar pˈuːʃ/
تلفظ :
[d'aR p'u:S]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
اسب سیاه پوش شده مزین به وسایل مرده در مراسم های عزاداری
در زیر ابر پوشاندن
در پوشه گذاردن
لباسی که زنان در خانه می پوشند
زن پوشی و حضور زن در تیاتر ایران
پایان فصل سرما که در ان اقدام به دراوردن پوشش میکنند
در تابستان نمیشود لباس گرم پوشید ( بپوشی).
در پوشاندن
در پوشانیدن
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
blind (اسم)پناه، پرده، چشم بند، در پوشbonnet (اسم)در پوش، کلاهک، کلاهک دودکش، سرپوش هرچیزی، نوعی کلاه بی لبه زنانه و مردانهbung (اسم)کیسه، در پوش، چوب پنبه بشکه، دریچه مجرا، دروغ...
واژه نامه بختیاریکا
پورند
سَری ( سَرِه )
کلمات مرتبط
اسب سیاه پوش شده مزین به وسایل مرده در مراسم های عزاداری
در زیر ابر پوشاندن
در پوشه گذاردن
لباسی که زنان در خانه می پوشند
زن پوشی و حضور زن در تیاتر ایران
پایان فصل سرما که در ان اقدام به دراوردن پوشش میکنند
در تابستان نمیشود لباس گرم پوشید ( بپوشی).
در پوشاندن
در پوشانیدن
نظرات