کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-محلی-گذاردن | کلماتور
معنی کلمه : در محلی گذاردن
تلفظ بین المللی :
/dˈar mahˈalli ɡˌozɑrˈadan/
تلفظ :
[d'aR mah'alli g,ozAR'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
در محلی
حضور در محلی به عنوان اعتراض
در یک محلی
محدودیت در افکار و عقاید محلی
تقسیم بندی محلی که قبلا در سطح خانواده های چند همسر رواج داشت
فرودگاه محلی سوت ارکانزاس در گودوینفیلد
فرودگاه محلی میدکوست در پایگاه هوایی ارتش رایت
فهرست کشورها و مناطق تحت الحمایه و پایتخت ان ها در زبان محلی
مناطق دولت محلی در استرالیای جنوبی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
place
(فعل)
گذاشتن، قرار دادن، جای دادن، گماردن، در محلی گذاردن
situate
(فعل)
واقع شدن، جا گرفتن، در محلی گذاردن
کلمات مرتبط
در محلی
حضور در محلی به عنوان اعتراض
در یک محلی
محدودیت در افکار و عقاید محلی
تقسیم بندی محلی که قبلا در سطح خانواده های چند همسر رواج داشت
فرودگاه محلی سوت ارکانزاس در گودوینفیلد
فرودگاه محلی میدکوست در پایگاه هوایی ارتش رایت
فهرست کشورها و مناطق تحت الحمایه و پایتخت ان ها در زبان محلی
مناطق دولت محلی در استرالیای جنوبی
نظرات