در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زدگفتم صنما قبله نما بلکه تو باشیشها بلکه تو باشیمها بلکه تو باشیرنجیدن شاهان ز گدا رسم قدیم است شاهی که نرنجد ز گدا بلکه تو باشیشها بلکه تو باشیمها بلکه تو باشیخیر نبینی که من می سوزماز جفایت ولی می سازمتو که بی وفا نبودیپر جور و جفا نبودیwiki: در فکر تو بودم...