معنی کلمه : در فواصل معین
مترادف و متضاد
periodically (قید)
در فواصل معین، بصورت دورهای
کلمات مرتبط
- دارای فواصل در بین یاخته ها
- خانه تکانی در فصل بهار
- در چنان درجه و یا فاصله
- پایان فصل سرما که در ان اقدام به دراوردن پوشش میکنند
- تابستان گرمترین فصل سال است ( در تابستان گرما بیش از فصل های دیگر است).
- لطایف نفیسیه در فضایل اویسیه
- ماده فعال در سطح
- استاندارد سلسله مراتب سیستم فایل در لینوکس
- باشگاه فوتبال ا ث میلان در فصل 14 2013
