درزمان. [ دَ زَ ] ( ق مرکب ) فی الفور. درحال. بزودی. بمجرد. ( ناظم الاطباء ). فوری. علی الفور. فی الحال. یکایک : شنید این سخن شاه شد بد گمان فرستاده را جست هم در زمان.فردوسی.میان کیی تاختن را ببست از آن شهر هم درزمان برنشست.فردوسی.ببردند هم درزمان پیش شاه بدو کرد شاه از شگفتی نگاه.فردوسی.بریدند و هم درزمان او بمردپر از خون روانش به خسرو سپرد.فردوسی.چو بوسید شد درزمان ناپدیدکس اندر جهان این شگفتی ن...
فرهنگ عمید
رشته ای که برای دوختن چیزی به سوزن بکشند. درحال، فی الفور.
فرهنگ فارسی
( اسم ) رشته و ریسمان تافته که در سوزن کشند .
دانشنامه عمومی
در زمان (به انگلیسی: In Time) (با نام پیشین من فانی هستم) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و اکشن ساختهٔ اندرو نیکول محصول سال ۲۰۱۱ آمریکا است با بازی جاستین تیمبرلیک، آماندا سیفرید، کیلین مورفی، اولیویا وایلد، جانی گالکی که به دنیایی پادآرمان شهری می پردازد که در آن زمان واحد پول محسوب می شود و هر فرد مقداری زمان دارد و اگر این زمان به صفر برسد وی خواهد مرد.۲۸ اکتبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-10-۲۸)در زمان با بودجه ۴۰ م...