کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-حین | کلماتور
معانی کلمه : در حین
تلفظ بین المللی :
/dˈar hˈejn/
تلفظ :
[d'aR h'ejn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
در حین ارتکاب جنایت
در حین این دم
حسن، علی را در باغ دید.
حسن قوی در
حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 1392
حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 1396
حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران
حسن معاشرت در روابط زوجین
حسین بن علی در فرهنگ عامه
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
درحین. [ دَ ]( ق مرکب ) فی الحال. دردم. درحال. فوراً :
دشمن جاه ورا زهره و یارا نبود
کآنچه او گوید درساعت و درحین نکند.
سوزنی.
مترادف و متضاد
while
(حرف ربط)
هنگامیکه، در صورتیکه، مادامی که، در حین، حال انکه
فرهنگ فارسی ساره
در هنگام
کلمات مرتبط
در حین ارتکاب جنایت
در حین این دم
حسن، علی را در باغ دید.
حسن قوی در
حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 1392
حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 1396
حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران
حسن معاشرت در روابط زوجین
حسین بن علی در فرهنگ عامه
نظرات