کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-اورنده | کلماتور
معانی کلمه : در اورنده
تلفظ بین المللی :
/dˈar uːrˈande/
تلفظ :
[d'aR u:R'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
اراده در اخرت
اراده در امنیت
اراده در انحراف جنسی
اندیشه های عطار در لسان الغیب وصلت نامه و مفتاح الاراده
از پوست دراورنده
بلرزه دراورنده
درآورنده
از کار دراورده
به شکل دراورده شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
( درآورنده )
درآورنده. [ دَ وَ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) داخل کننده. واردکننده. || فروبرنده. سپوزنده. || خارج کننده. بیرون آرنده. هَجوم. ( منتهی الارب ). رجوع به درآوردن شود.
فرهنگ فارسی
( در آورنده )
داخل کننده وارد کننده یا فرو برنده
واژه نامه بختیاریکا
( درآورنده )
درارا
کلمات مرتبط
اراده در اخرت
اراده در امنیت
اراده در انحراف جنسی
اندیشه های عطار در لسان الغیب وصلت نامه و مفتاح الاراده
از پوست دراورنده
بلرزه دراورنده
درآورنده
از کار دراورده
به شکل دراورده شده
نظرات