Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دخمه

تلفظ بین المللی : /dˈaxmeː/ تلفظ :‌ [d'axme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • دخمه محل قبور
  • دخمه مردگان
  • دخمه پرپیچ و خم
  • دخمه بان
  • دخمه دان
  • دخمه ساختن
  • دخمه کردن
  • دخمه گاه
  • دخمه اله اباد رستاق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دخمه. [ دَ م َ / م ِ ] ( اِ ) دخم. سردابه ای که جسد مردگان را در آنجا نهند. سردابه مردگان. ( برهان ). سرداب برای مرده. خانه یا سردابه که اموات در آن نهند. مقبره. اطاق زیرزمینی که برای دفن میت بکار رود. ناؤوس. ( حاشیه برهان قاطع ). آن ته خانه که کفار عجم مردگان را در آن نگاه میداشتند. ( غیاث ). کلمه دخمه در اوستا دَخْم َ و در پهلوی دَخْمَک بمعنی داغگاه است یعنی محلی که مردگان را می سوزانند چه ریشه...

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] جای تنگ و تاریک.
۲. جایی که در زیرزمین درست کنند و جسد مرده را در آنجا بگذارند، سرداب، سردابه، خانۀ زیرزمینی، گور: در این دخمه خفته است شداد عاد / کز او رنگ و رونق گرفت این سواد (نظامی۶: ۱۱۱۲ ).

فرهنگ معین

(دَ مِ ) (اِ. ) سردابه ای که جسد مردگان را در آن نهند.

دانشنامه آزاد فارسی

دَخمه (hypogeum)دَخمه هال سافلینی، معبد مالتا، ایتالیادر باستان شناسی، اتاقکی زیرزمینی که از آن برای محل دفن استفاده می کردند. دخمه ها بر روی تپه، صخره، یا ارتفاعات طبیعی دیگر در خارج شهر بنا می شد. این اتاقک ها ساختمان های متنوّعی دارند و ممکن است در خاک حفر شوند؛ یا مثل گورخانه های دخمه ای رومی، از سنگ تراشیده یا با سنگ چین ساخته شوند. دخمه هایی از نوع اخیر در میسن (موکِنای) یونان یافت شده است. ...

فرهنگ فارسی

ساختاری دایره‌‌شکل که براساس سنت زرتشتی اجساد را در آن رها می‌کردند و پس از متلاشی شدن بافت‌های آنها، استخوان‌ها را در درون چاه مرکزی آن میریختند

سرداب، سردابه، خانه زیرزمینی، جای جسدمرده
( اسم ) ۱ - سر دابهای که جسد مردگان را در آن نهند . ۲ - صندوقی که جسد مرده را در آن نهند . ۳ - گورستان زردشتیان یا - دخمه زندانیان آسمان . یا دخمه فیروزه آسمان .

دانشنامه عمومی

(گبری، گنابادی) دِخْمَ؛ معادل برزخ در ادیان ابراهیمی، محل توقف برای عبور از دنیای فانی به دنیای باقی، جای تاریک و ترسناک.

دخمه یا برج خاموشان مکانیست که زرتشتیان، مردار آدمیان را که بنا بر عقاید آنها نجس و پاریار است در آن می گذاردند تا گوشت مردار توسط درندگان و پرندگان خورده شود آنگاه باقی ماندهٔ استخوان ها را درون چاه میانهٔ دخمه انبار می کردند. بنا بر عقاید زرتشتیان دفن مردار موجب آلودگی ...

گویش مازنی

جای تنگ و تاریک – دخمه

/daKhme/ جای تنگ و تاریک – دخمه

مترادف و متضاد

زیرزمینی، سرداب، گودال، گورستان

crypt (اسم)
سردابه، غار، رمز، دخمه، حفره غده ای

tower of silence (اسم)
دخمه

فرهنگستان زبان و ادب

{dakhma/ dokhma} [باستان شناسی] ساختاری دایره شکل که براساس سنت زرتشتی اجساد را در آن رها می کردند و پس از متلاشی شدن بافت های آنها، استخوان ها را در درون چاه مرکزی آن میریختند

کلمات مرتبط

  • دخمه محل قبور
  • دخمه مردگان
  • دخمه پرپیچ و خم
  • دخمه بان
  • دخمه دان
  • دخمه ساختن
  • دخمه کردن
  • دخمه گاه
  • دخمه اله اباد رستاق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات