دای . (اِخ ) لقب بیگ یا امیر الجزایر (پیش از جمهوری شدن آن کشور).
دای . (اِ) زنی که بچه را بشیر خود بپرورد. (آنندراج ). رجوع به دایه شود.
دای . (اِ) هر چینه و رده و مرتبه را گویند از دیوار گلی . هر رده ٔ چینه و مهره ٔ دیوار گلی . داو. (برهان ). چینه ، یعنی مرتبه ای از مراتب دیواری که از گل سازند. (آنندراج ) : هرچه ...
فرهنگ عمید
هر چینه و طبقه از دیوار گلی.
فرهنگ معین
(اِ. ) هر چینه و طبقه از دیوار گلی .
فرهنگ فارسی
دیوارگلی، چینه دیوار، هرچینه وطبقه ازدیوارگلی، بیماری، مرض، علت، اوائ جمع ( اسم ) هر چینه ورده و مرتبه از دیوار گلی داو . مهره های پشت
دانشنامه عمومی
چینۀ دیوار.
کُرّه اسب دو ساله است که هنوز آموزش سواری نیاموخته است . ضمنا به یکساله آن دایچه گفته می شود
دای (مدار مجتمع). در مبحث مربوط به مدارهای مجتمع، دای (انگلیسی: Die) یک سطح از ماده ای نیمه رسانا است، که مدار بر روی آن ساخته می شود. معمولاً مدارهای مجتمع در بچ های بزرگ و بر روی یک ویفر تنها از جنس سیلیکون گرید الکترونیک و توسط روش هایی مانند فوتولیتوگرافی ساخته می شوند. ویفر ب...