Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داور

تلفظ بین المللی : /dˈɑvar/ تلفظ :‌ [d'AvaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • داور مسابقات
  • داور مسابقات شدن
  • داور والامقام
  • داور خیابان
  • داور شیرازی محمدمفید بن محمدبنی
  • داور قاجار
  • داور میرزا علی اکبر خان
  • داور همدانی
  • داور انوئیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

داور. [ وَ ] (اِخ ) شیخ محمد مفیدبن محمد نبی بن محمد کاظم . تولد داور در سنه ٔ1251 هَ . ق . بوده است و وفات او در سنه 1325 در هفتاد سالگی درشیراز و در قبرستان درسلم (باب سَلْم ) واقع در جنوبی شیراز مدفون شده است .

داور. [ وَ ] (اِخ ) یا زمین داور. نام ناحیه ای میان سیستان ب...

فرهنگ عمید

۱. کسی که برای قطع و فصل مرافعۀ دو یا چند تن انتخاب شود.
۲. قاضی.
۳. (ورزش ) کسی که بر اجرای درست قوانین بازی نظارت دارد.
۴. کسی که میان نیک و بد حکم کند.
۵. حاکم.

فرهنگ معین

(وَ ) [ په . ] (ص . ) قاضی ، حکم .

دانشنامه آزاد فارسی

داور (referee)
در علم، شخصی که مباحث مقاله ای علمی را پیش از انتشار می خواند و معمولاً دانشمندی هم مرتبۀ نویسنده یا نویسندگان مقاله است.
wikijoo: داور

فرهنگ فارسی

( شیخ ) مفید بن محمد نبی بن محمد کاظم بن عبدالنبی شیرازی امام جماعت شاه چراغ در شیراز و مردی فاضل ( و.۱۲۵۱ف.شیراز ۱۳۲۵ه.ق. ) وی استاد فرصت بود.افادات او در باب اشعار حافظ در حواشی دیوان حافظ چاپ قدسی مندرج است.قبرش در قبرستان (( درسلم ) ) در جنوب شیراز است .حاکم، حکم، قاضی، میان دونفرحکم کردن( صفت ) ۱ - آنکه میان مردم حکم وفصل دعوی کند انصاف دهنده قاضی . حکم اختصاصی . یا داور مشترک . حکم مشترک . ۲...

دانشنامه عمومی

داوری ورزشی عبارت است از کنترل یک مسابقه ورزشی از سوی یک یا چند داور. در مسابقات ورزشی، داور به فرد یا افرادی گفته می شود که کار داوری یا قضاوت مسابقه ورزشی بین دو تیم را بر عهده دارند.ویکی پدیای انگلیسیدر بازی فوتبال داور فردی است که بر روند اجرای قوانین فوتبال نظارت می کند و می تواند با افراد خاطی بر اساس قوانین بازی فوتبال برخورد کند. علاوه بر داور وسط دو کمک داور نیز او را در این راه یاری می ک...

نقل قول

داوری ورزشی عبارت است از کنترل یک مسابقه ورزشی از سوی یک یا چند داور.
• «با وجود عملکرد مسئولان ذیربط و بی توجهی نسبت به قشر داوران بازهم شاهد قضاوت خالصانه در تمامی مسابقات بودیم.»
wikiquote: داور

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: dāvar) حَکَم ؛ (در حقوق) قاضی ؛ (به مجاز) خداوند ، پادشاه ، حاکم .

اسم: داور (پسر) (فارسی) (تلفظ: dāvar) (فارسی: داور) (انگلیسی: davar)
معنی: آن که میان دو نفر به عدالت حکم کند، ( به مجاز ) خداوند، حَکَم، ( در حقوق ) قاضی، پادشاه، حاکم، از نامهای حضرت حق

مترادف و متضاد

referee (اسم)داور، داور مسابقاتarbiter (اسم)داور، حکم، قاضی، مصدق، منصفarbitrator (اسم)داور، منصف، میانجیjuror (اسم)داور، عضو هیئت منصفه...

واژه نامه بختیاریکا

پِینا

کلمات مرتبط

  • داور مسابقات
  • داور مسابقات شدن
  • داور والامقام
  • داور خیابان
  • داور شیرازی محمدمفید بن محمدبنی
  • داور قاجار
  • داور میرزا علی اکبر خان
  • داور همدانی
  • داور انوئیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات