کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داغ-بررخ | کلماتور
معانی کلمه : داغ بررخ
تلفظ بین المللی :
/dˈɑq1 berˈarx/
تلفظ :
[d'Aq1 beR'aRx]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شهرستان برخ ان دال
خدمات هدایت برخوانی زمان دار
داغ
داغ زدن
داغ ننگ
داغ ننگ زدن بر
داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
داغ کردن یا شدن
داغ دیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داغ بررخ. [ ب َ رُ ] ( ص مرکب ) داغ برروی. رجوع به ترکیبات کلمه داغ شود :
او غلام داغ بررخ عنبر درگاه تست
عنبری را در دریا دادی احسنت ای ملک.
خاقانی.
- داغ بررخ زاده ؛ با داغ بندگی زاده. که از آغاز با داغ بندگی است. غلام خانه زاد.
فرهنگ فارسی
داغ بر روی
کلمات مرتبط
شهرستان برخ ان دال
خدمات هدایت برخوانی زمان دار
داغ
داغ زدن
داغ ننگ
داغ ننگ زدن بر
داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
داغ کردن یا شدن
داغ دیدن
نظرات