داشت. ( مص مرخم ، اِمص ) مصدر مرخم از داشتن به معنی حفظ و نگهداری و توجه و حمایت و حراست و صیانت : عالمی را بنکوداشت نگه دانی داشت مال خویش از قبل داشت نداری تو نگاه.فرخی.و از خداوند عز اسمه میخواهیم تا وی را و ایشان را جمله رابه داشت خویش شغلهای دو جهانی کفایت کند. ( اسرارالتوحید چ بهمنیار ص 276 ). خداوند عز و جل امیر جلیل ملک مظفر را به داشت خویش بدارد. ( اسرارالتوحید ص 274 ).- بازداشت ؛ حبس. تو...
فرهنگ عمید
۱. حفظ و نگهداری. ۲. داشتن، حفظ کردن (در ترکیب با کلمات دیگر ): بازداشت، بزرگ داشت، بهداشت، چشمداشت، نیکوداشت.
فرهنگ معین
۱ - (مص مر. ) داشتن . ۲ - پرورش ، تربیت . ۳ - بخشش ، انعام . ۴ - (اِ. ) طاقت ، زور. ۵ - ملک ، دارایی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) کوره سفال پزی داش . مصدر مرخم از داشتن بمعنی حفظ و نگهداری